اولین جلسه بیستمین کمیسیون مرکزی امور مالی و اقتصادی که چندی پیش برگزار شد، به این نکته اشاره کرد که تسریع در ساخت یک سیستم صنعتی مدرن با حمایت اقتصاد واقعی به ابتکار راهبردی پیروز ما در توسعه آینده و رقابت بینالمللی مرتبط است. این امر مستلزم درک عمیق مفهوم مهم ساختن یک سیستم صنعتی مدرن، روشن کردن رابطه بین صنایع سنتی و صنایع نوظهور مدرن، استفاده از فرصت مهم استراتژیک تحول ساختار صنعتی، هدایت تحول و ارتقاء صنایع سنتی از طریق نوآوری های تکنولوژیکی است. به طور موثر یکپارچه سازی و توسعه صنایع مختلف را ترویج می کند و پایه ای محکم برای توسعه اقتصادی با کیفیت بالا ایجاد می کند.
همانطور که اقتصاد چین وارد مرحله توسعه با کیفیت بالا شده است، طبقه متوسط در چین به تدریج افزایش یافته است و سمت تقاضا نیز دستخوش تغییرات عمیقی شده است. تحول و ارتقاء ساختار مصرف، تنوع و تخصصی شدن تقاضای مصرف کننده به تدریج پدیدار شده است. با این حال، به دلیل عواملی مانند اینرسی ظرفیت و وابستگی به مسیر، ارتباط صنایع سنتی تا حدودی از این امر جدا شده و در مصرف لینک تولید داخلی چندین «انسداد» ایجاد شده است. بنابراین، ارتقای کارایی صنایع سنتی از طریق نوآوری های تکنولوژیکی، ایجاد مزیت های رقابتی جدید در صنایع سنتی و در نتیجه مطابقت با توانایی تغییرات تقاضای داخلی ضروری است.
از یک سو، ارتقا و تحول صنایع سنتی از طریق نوآوری های تکنولوژیکی، کاهش هزینه های آنها، بهبود کارایی و افزایش توانایی آنها برای عرضه محصولات و خدمات مصرفی جدید ضروری است. از سوی دیگر، ما باید با قاطعیت اصلاح ساختاری سمت عرضه را اجرا کنیم، ادغام و توسعه دو طرف تولید و مصرف را در ارتفاعی جدید تسریع کنیم، با نوآوری و ارتقای صنایع سنتی، پل عدم تعادل بین ساختار عرضه و تقاضا را انجام دهیم و سپس استفاده از تقاضای قوی و شدید بازارهای نوظهور برای جبران هزینه های بالای نوآوری تکنولوژیکی و ارتقاء صنعتی، تشکیل یک نیروی محرکه داخلی برای تسریع بیشتر ارتقاء ساختار صنعتی.
حفظ شیب منظم در فرآیند ارتقاء صنعتی یک استراتژی عملی برای ساختن یک سیستم صنعتی مدرن است. وضعیت کنونی توسعه اقتصادی چین با همزیستی صنایع کار بر، سرمایه بر، فناوری بر و دانشبر مشخص میشود. در مواجهه با مرحله جدید، نه تنها نیاز به تبدیل شتاب توسعه دوگانه از بین المللی به داخلی و سنتی به نوظهور است، بلکه شامل یکپارچگی و توسعه بین داخلی و خارجی، سنتی و نوظهور است که مزیت های رقابتی جدید را شکل می دهد. بنابراین، ما باید محدودیتهای عملی توسعه صنعتی چین را دنبال کنیم، بهمنظور اهمیت و دشواری ارتقای صنعتی در توسعه اقتصادی چین، به طور استراتژیک به موضوعات کلیدی بپردازیم و بر اجتناب از عدم تطابق بین منابع و مزیتهای موجود تمرکز کنیم.
مسیر توسعه دستیابی به یکپارچگی و ارتقای متقابل سه صنعت، جوهره اصلی ساخت یک سیستم صنعتی مدرن است. از منظر اثر کششی سه صنعت بر اقتصاد در حال حاضر نمی توان به طور یک جانبه بر توسعه هر یک از صنایع تاکید کرد. کاهش نسبت بخش اولیه اقتصاد می تواند به طور موثری کارایی استفاده از سرمایه و نیروی کار را بهبود بخشد و درآمد کلی ملی را ارتقا دهد. افزایش نسبت بخش ثانویه اقتصاد به گسترش مقیاس اقتصادی چین و بهبود کارایی اقتصادی واقعی کمک می کند، اما افزایش ترکیب ارگانیک سرمایه باعث می شود رشد سود سرمایه سریعتر شود که مساعد نیست. به کاهش شکاف درآمد سرمایه نیروی کار؛ افزایش نسبت بخش سوم اقتصاد به رشد اشتغال و افزایش شکاف توزیع درآمد کمک می کند، اما مقیاس رشد را محدود می کند. البته از آنجایی که کارایی بخش سوم اقتصاد عموماً کمتر از بخش ثانویه اقتصاد است، توسعه بیش از حد و پیشرفته بخش سوم اقتصاد احتمالاً منجر به "بیماری بامول" در اقتصاد می شود. ساختار اقتصادی، خطر دگرگونی کلی اقتصادی را افزایش میدهد و از نیروی محرکه داخلی بلندمدت ترویج رشد تقاضای داخلی با توسعه اقتصاد واقعی جلوگیری میکند. خطر جدا شدن اقتصاد واقعی از واقعیت به پوچی همچنان یک محدودیت مهم برای دگرگونی آرام اقتصاد چین است.
برای ترویج تحول و ارتقای صنایع سنتی و دستیابی به یکپارچگی و توسعه سه صنعت می توان از چند جنبه شروع کرد. یکی این است که صنایع سنتی از طریق اقتصادهای جدید مانند اقتصاد دیجیتال، با تمرکز بر افزایش توانایی آنها برای پاسخگویی به مصرف نوظهور در جنبه های با کیفیت، متنوع و شخصی شده، و دستیابی به جهش تکنولوژیک در صنایع سنتی، با شتاب جدید حرکت کنند. دوم ارتقای بیشتر توسعه صنعت مدرن، ترویج سیاستهای حمایتی صنعتی است که بازارهای مؤثر را با دولتهای آیندهدار ادغام میکند، شور و شوق نوآوری بخشهای فیزیکی را به طور کامل بسیج میکند و از طریق تحقیق و توسعه نوآوری به پیشرفت فنآوری دست مییابد. سومین مورد تمرکز بر نمایش کارایی در بهینه سازی و ارتقاء صنعتی است. اولویت باید به تشویق کارآمدترین بنگاهها برای دستیابی به موفقیتهای پیشرفته داده شود و از طریق اثر نمایشی منابع متمرکز، «نقطه به منطقه» میتواند تحول کلی و ارتقای صنعت را به همراه داشته باشد و در طول فرآیند تحول به توسعه اقتصادی پایدار دست یابد. ; چهارم، بر اساس ساختار صنعتی و ویژگیهای اقتصادی سه صنعت، از نقاط قوت و ضعف یکدیگر درس میگیریم، قالبها و مدلهای جدید را بررسی و توسعه میدهیم و به مکمل متقابل و نتایج برد-برد در بین سه صنعت دست خواهیم یافت. همچنین باید سیستم خدمات عمومی آموزش و پرورش را تعمیق و بهبود بخشیم، ساختار آموزش را تعدیل و بهینه کنیم، عناصر نیروی انسانی سه صنعت را به طور منطقی تخصیص دهیم و استعدادهای باکیفیت را تضمین مهمی برای یکپارچگی و توسعه این سه صنعت قرار دهیم.
منبع:https://www.tnc.com.cn/info/c-001001-d-3732498.html
